تبليغاتX
ايران من



ايران من

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
نرو پيشم بمون

تو با مني هر جا برم مهرتو بند جونم فكرت نمير از سرم تو پوستو استخونم يه وقت اگه نبينمت يه دنيا دلتنگت ميشم.

 

منو نزاری و یه وقت بری یه هو سفر

 

نمی دونم اما اگه بری

 

شاید سفر برای دردات  مرهمه

 

تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه

 

من چه جوری واست بگم بارون قشنگ و نمنمه

هوای رفتن که کنی  نمی دونم تو دل تو چه جوریه

 

اما به جون چشات مرگ این دله عاشقه

 

من نمی دونم چرا اینجور نگاهم می کنی

 

از برق چشای نازنینت

 

نگاه عاشقم خمه

 

می پرسم از چشمای تو ممکنه اینجا بمونی

 

نکنه  بخندی و بگی رفتن من مسلمه

 

رسم که لحظه ی سفر یادگاری به هم می دن

 

شک نکن که اگه بری سفر

 

قشنگ ترین هدیه تو توقلب من یه مشت غمه

 

دیدی گلا شب که میشه اشکاشون رو رو می کنن

 

یادت باشه اگه بری

 

 چشمای من همیشه غرق شبنمه

 

تو اگه بری تو اسم منو رو از رو دلت خط می زنی

 

اما بدون اسم تو هرجا که بری روی قلب منه

 

 

 


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: شنبه سی و یکم فروردین 1387 در ساعت: 14:13
|+|
كاش در عشق جدايي وجود نداشت
ای دوستان به خدا که بی وفایی نکنید

    با عاشق دل خسته جدایی نکنید

                              یا اینکه وفا کنید تا آخر عمر

                یا اینکه از اول آشنایی نکنید

 

چی شد اون همه احساس
اینو هرگز نمی دونم
دیگه بسمه شکستن
نمی خوام عاشق بمونم
 

 

اگه آسمون ستاره

                        واسه تو فقط میباره

واسه خاطر نگاته

                        که مثه نگاهه ماهه

توی زلف شب اسیره

                        دل تنهام

دل خسته

                       انتظار یه نگاهه

که بشه مثه پرنده

                       شب و تنهاییو دیده

چشای سرمه کشیده

                       یه شبی تو این زمونه

غم من برات می مونه

                       روی گونه هات خوابیده

بوسه ای از یه بهونه

                       بهونه عشق درونه

                                                      لبمو آخ میسوزونه

    


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 در ساعت: 14:54
|+|
این گل ها تقدیم به کسانی که به یاد من بودن ونظر دادن

 


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 در ساعت: 1:41
|+|
داستان دختر کور

دنیای نامردی یه نا بینا زندگی می کرد در

که یه دوست پسر داشت

دختره می گفت:اگه بینا بودم کنار اون پسر می موندم.

یه روز یکی پیدا میشه چشاشو میده به دختره

وقتی دختره بینا میشه می بینه پسره نا بیناست

میگه:برو دیگه دوست ندارم

پسره با لبخند تلخ میگه:باشه میرم ولی مواظب چشمام باش


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 در ساعت: 13:24
|+|

یه روز تو  دفتر دلم تصویر عشق رو کشیدم

تو خلوت سرد تنم یه رد پایی کشیدم

درست مثه یه همسفر تو قصه ها میدیدمش

آخه توی دفتر عشق یه رنگ خوب کشیدمش


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 در ساعت: 14:46
|+|
حمید مصدق

 ترانه خون عشق

 تو رفتی و نفس گرم عاشقان با من
ستاره سوختگانند مهربان با من
به یاد عشق تو تا من ترانه خوان گشتم
جهان و جمله جهان شد ترانه خوان با من
ز بیخ و بن بکند کوه درد و غم این سیل
 چنین که گریه کند چشم آسمان با من
رسد همیشه به فریاد باده نوشان حق
بگفت این سخن آن میر می کشان با من
بساط خویش به جای دگر برم زین شهر
چنین که گشته عسس سخت سرگران با من
شرار شوق تو در دل نمی شود خاموش
هنوز یاد تو این یاد مهربان با من
دلم گرفت از این لحظه های تنهایی
ترحمی کن و بازآ بمان با من
 چه سالها که گذشت و نرفتی از یادم
 هنوز عشق تو این عشق جاودان با من

چشمه عشق

زان لحظه که دیده بر رخت وکردم
دل دادم و شعر عشق انشا کردم
نی نی غلطم کجا سرودم شعری
تو شعر سرودی و من امضا کردم
خوب یا بد تو مرا ساخته ای
تو مرا صیقلی کرده و پرداخته ای
 

 


 


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 در ساعت: 16:32
|+|
سیب حمید مصدق
تو به من خندیدی و نمی دانستم

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو  دید

غضب الوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتادبه خاک

و تورفتی هنوز

سال هاست که درگوش من ارام ارام

خش خش گام تو تکرا کنان

 

 


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 در ساعت: 13:16
|+|
اگه
اگه بودم شده نابود


اگه سبزم شده پاييز


اگه از حادثه سرشارم و


از فاجعه لبريز


اگه زخمي و خرابم


اگه بي تابم و خسته


اگه باد بي ترحم


زده ساقمو شکسته


من مث يه برگم


بي تو رفيق مرگم


من خزونم


تو خود فصل بهارون


من مث کويرم


تو دست خاک اسيرم


چکه کن رو تن اين


تشنه بارون                                


اگه تلخم مث گريه


اگه تنهام ، اگه تاريک


اگه از ترانه دورم     


اگه با مرثيه نزديک


اگه ناباور چشمام


تو تماشاي تو مونده


اگه اون نگاه اول


منو پاي تو نشونده

 من مثل یه برگم بی تو رفیق مرگم

 


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: سه شنبه بیستم فروردین 1387 در ساعت: 22:11
|+|
شاید برسه خبری بر تو

اي تو همزبون با من بمون


اي تو همصدا با من بخون


اي خورشيد مهربون


به ابر آسمون بگو به حال من بباره


شايد خبري باز دوباره


از يارم واسم بياره


تويي شور آواز من


تويي شوق پرواز من


تويي نغمه ساز من


تويي تو آغاز من


اي زندگي تو بگو نغمه سازم


بي تو شوري نداره


اين دل اسيرم از تو نگارم


طاقت دوري نداره    

 

 


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: سه شنبه بیستم فروردین 1387 در ساعت: 22:7
|+|
سلام خيلي دوستتون دارم نظر يادتون نره
Click to view full size image


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: یکشنبه هجدهم فروردین 1387 در ساعت: 13:55
|+|
امدم از شهريار
آمـدی جـانـم بـه قـربـانـت ولــی حـالـا چـرا             بـی‌وفــا حـالــا کـه مـن افــتـــاده‌ام از پـا چـرا
نوش‌دارویـی و بعد از مرگ سهراب آمـدی            سنگـدل ایـن زودتـر می‌خـواستـی حـالـا چـرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست            من که یـک امـروز مـهـمـان تـوام فـردا چـرا
نـازنـیـنــا مـا بـه نـاز تــو جــوانــی داده‌ایـم            دیگـر اکنـون بـا جوانـان نـاز کن بـا مـا چـرا
وه کـه بـا ایـن عـمـرهـای کـوتـه بی‌اعتـبـار           این همـه غافـل شـدن از چون منی شیـدا چـرا
آسمان چون جمع مشتـاقـان پریـشان می‌کنـد           در شـگـفـتـم مـن نـمـی‌پـاشـد ز هـم دنـیـا چـرا
«شهـریارا» بی‌ حبیب خود نمـی‌کردی سفــر
راه مرگ است این سفر بی مونس و تنها چرا
Click to view full size image
 
 

نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: یکشنبه هجدهم فروردین 1387 در ساعت: 13:33
|+|
حمید مصدق
در شبان غم تنهایی خویش ،
عابد چشم سخنگوی تو ام .
من در این تاریکی ،
من در این تیره شب جان فرسا ،
زائر ظلمت گیسوی تو ام .

گیسوان تو پریشان تر از اندیشه ی من ،
گیسوان تو شب بی پایان .
چنگل عطرآلود...

شکن گیسوی تو ،
موج دریای خیال.
کاش با زورق اندیشه شبی ،
از شط گیسوی مواج تو ، من
بوسه زن بر سر هر موج ، گذر می کردم .
کاش بر شط مواج سیاه ،
همه ی عمر سفر می کردم...

من هنوز از اثر عطر نفس های تو سرشار سرور ،
گیسوان تو در اندیشه ی من ،
گرم رقصی موزون...

کاشکی پنجه ی من ،
در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست.

چشم من ، چشمه ی زاینده ی اشک ،
گونه ام بستر رود...

کاشکی همچو حبابی بر آب ،
در نگاه تو تهی می شدم از بود و نبود...!

شب تهی از مهتاب ،
شب تهی از اختر ، ابر خاکستریه بی باران پوشانده ،
آسمان را یکسر.

ابر خاکستری بی باران دلگیر است ،
و سکوت تو پس پرده ی خاکستریه سرد کدورت افسوف !
سخت دلگیرتر است...!

شوق باز آمدن سوی توام هست ،
اما ،
تلخی سرد کدورت در تو ،
پای پوینده ی راهم بسته ،
ابر خاکستری بی باران ،
راه بر مرغ نگاهم بسته.

وای باران ، باران!
شیشه ی پنجره را باران شست .
از دل من اما ،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟


آسمان سربی رنگ ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ...

می پرد مرغ نگاهم تا دور ،
وای باران ، باران!
پر مرغان نگاهم را شست.

خواب رویای فراموشی هاست!
خواب را دریابم ،
که در آن دولت خاموشی هاست.


با تو در خواب مرا ،
لذت ناب هم آغوشی هاست...

من شکوفایی گل های امیدم را در رویاها می بینم ،
و ندایی که به من می گوید :
« گرچه شب تاریک است ،
دل قوی دار،
سحر نزدیک است! »

 
دل من در دل شب ،
خواب پروانه شدن می بیند .
مهر در صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا می چیند...

آسماه ها آبی ،
نفـس صبح صداقـت آبی ست
دیده در آینه ی صبح تو را می بیند.

از گریبان تو صبح صادق ،
می گشاید پر و بال .
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری ؟
نه ،
از آن پاکتری...
تو بهاری ؟
نه ،
بهاران از توست...
از تو می گیرد وام ،
هر بهار این همه زیبایی را...

هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو!

سبزی چشم تو
دریای خیال ،
پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز ،
مزرع سبز تمنایم را...
ای تو چشمانت سبز
در من این سبزی هـذیان از توست ،
سبزی چشم تو تخدیرم کرد .
حاصل مزرعه ی سوخته برگم از توست.
زندگی از تو و
مرگم از توست...!


سیل سیال نگاه سبزت ،
همه بنیان وجودم را ویرانه کنان می کاود.
من به چشمان خیال انگیزت معتادم ،
و در این راه تباه ،
عاقبت هستی خود را دادم...

آه سرگشتگی ام در پی آن گوهر مقصود چرا
در پی گمشده ی خود به کجا بشتابم؟
مرغ آبی اینجاست .
در خود آن گمشده را دریابم

در سحرگاه سر از بالش خوابت بردار!
کاروان های فرومانده ی خواب از چشمت بیرون کن !
باز کن پنجره را ،
تو اگر باز کنی پنجره را ،
من نشان خواهم داد ،
به تو زیبایی را...

بگذر از زیور و آراستگی
من تو را با خود ، تا خانه ی خود خوام برد
که در آن شوکت پیراستگی
چه صفایی دارد
آری از سادگیش ،
چون تراویدن مهتاب به شب
مهر از آن می بارد.

باز کن پنجره را...
من تو را خواهم برد ،
به شب جشن عروسی عروسک های
کودک خواهر خویش ،
که در آن مجلس جشن
صحبتی نیست ز دارایی داماد و عروس
صحبت از سادگی و کودکی ست
چهره ای نیست عبوس...!

کودک خواهر من
در شب جشن عروسی عروسک هایش می رقصد

کودک خواهر من ،
امپراتوری پر وسعت خود را هر روز ،
شوکتی می بخشد.

کودک خواهر من نام تو را می داند
نام تو را می خواند!
« گل قاصد آیا
با تو این قصه ی خوش خواهد گفت؟!»

باز کن پنجره را
من تو را خواهم بود
به سر رود خروشان حیات ،
آب این رود به سرچشمه نمی گردد باز ،
بهتر آن است که غفلت نکنیم از آغاز....!

باز کن پنجره را ،
صبح دمید!!

 


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: شنبه هفدهم فروردین 1387 در ساعت: 13:47
|+|

فکر زیاد نمی کنم

نمي گويم

تو خود بخوان فريادهاي برنيامده از گلويم را

اي دورترين نزديك!
مي دانم !

خوب مي دانم!
كه اگر چه نشنيده اي هرگز صدايم را ؛

اما ...

بارها و بارها از نگاهم خوانده اي ؛

 بي ترديد

كه دلم در عطش اشتياق تو مي سوزد !


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 در ساعت: 16:49
|+|
من محتاج دستان توم

دستان من محتاج هزاران ستاره است

امشب تا سحرمنتظر می مانم

تا تو صدایم را بشنوی...

تا نگاه من در نگاه توغرق شود

دستان من محتاج دستان تو است

تا به جاده اطمینان برسد

یادت را به من هدیه کن

تا در کوچه های بن بست ضجه نزنم

یادت را به من بیاموز

تا قفل درهای بسته را

با کلید عشق تو باز کنم

دستان من محتاج یاد تو است

یاد تو... مهربانیت... لبخندت

امشب یادت را در رگهایم جاری کن...

من محتاج تو هستم

 

                                                                                               


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 در ساعت: 16:37
|+|

 

 

 

تو یعنی روح باران را

 

متین و ساده بوسیدن

 

ویا در پاسخ یک لطف

 

به روی غنچه خندیدن

 

کنارم هستی و هر شب

 

به خوابم باز می آیی

 

اگر هرگز نمی خوابند

 

دو چشم سرخ و نمناکم

 

اگر در فکر چشمانت

 

شکسته قلب غمناکم

 

ولی یادم نخواهد رفت

 

که یا تو هنوز اینجاست...

 

میزنم    دل  ،  من    دیوانه    به   دریای   نگاهش

 

 

 

 

 


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 در ساعت: 19:13
|+|
اگه باز نميشه خبرم كنيد
 

I Love You So Much

Honey ,,, I Want To Tell You How Much I love You !

I Want Share Every Moment Wıth You And Hold You Close To My Heart


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 در ساعت: 18:54
|+|
با حال
. یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد تنها دل ساده ایست دارایی من آن هم شب عید تقدیم تو باد

 2. وقتی برات یه مشکل بزرگ پیش میاد نگو خدایا یه مشکل بزرگ دارم...بگو:ای مشکل من یه خدای بزرگدارم

3. در مکتب ما رسم فراموشی نیست ،در مسلک ما عشقهم آغوشی نیست ، مهر تو اگر به هستی ما افتد هرگز به خیال خاموشی نیست.

 4. هزار غنچه هر روز بشکفت ز نسیم بهاری شگفتا که یک جوانه هم نزدیم.

5. شمع میسوزد و پروانه به دورش نگران ما که می سوزیم و پروانه نداریم چه کنیم.

6. تو که یک گوشه ی چشمت همه عالم ببرد حیف باشد که تو باشی زمرا غم ببرد

7. یاد آن روز بخیر که در شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم.

8. یادت باشه تو برای دنیا یه نفری ولی می تونی برای یه نفر یه دنیا باشی.

۹. تلخترین لحظات زندگیت برات کسی می سازه که یه روز شیرین ترین لحظات زندگیت برات ساخته بود..

10. شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این شقایق با نگاهی سرد پرپر می شود.

11. صد جام اگر نوشم یک بار کند مستم یکبار نگاه تو صد بار کند مستم.

12. خواستم بخندم گفتند دیوانه است .خواستم حرف بزنم گفتند درغگو است . حالا که هیچ نمی گویم میگویند عاشق است.


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 در ساعت: 18:41
|+|
چندتا جوک واس ام اس
 یه روز به یه معتاد میگن با بیژن جمله بساز... میگه زندگی بی ژن نمیشه. .....

--------------------------------------------------------------

یه باردو تا الگانس باهم ازدواج می کنن، بچه شون ژیان می شه. چون ازدواج فامیلی بوده!!! .

 -----------------------------------------------------------------

هرجا میگن یاحسین برو شام میدن

هرجا میگن یا علی برو ماشین هول میدن

 ------------------------------------------------------------

معنی این ۵ علامتو یاد بگیر :

۱- @

دورت بگردم ،

۲ـ #

اسیرتم ،

۳- $

همه هستیمی ،

۴- W

تاج سرمی ،

۵- ۷۸۷۸

پائین بری بالا بری .. دوستت دارم .

--------------------------------------------------------------

دوستان واقعی جواهراتی هستند

گرانبها که بدست آوردنشان سخت و

نگاه داشتنشان سختتر است .

لطفا در حفظ و نگاهداری من کوشا باش !!!

----------------------------------------------------------------

خوشبخت ترین خوش شانس ترین

سعادتمندترین آدم روی زمین تو ...

تو ... تو نیستی اونیه که تو رو داره ...!

-------------------------------------------------------

 

آیه ۸۶ سوره اس ام اس :

ای کسانی که شب تا صبح  اس ام اس

بزنی میکونید بدانید و آگاه باشید که

قبض موبایل رسوایتان میکند ...

-----------------------------------------------------

سلام سلامتی میاره ،

سلامتی شاد میاره ،

شادی زندگی میاره ،

زندگی عشق میاره ،

عشق زن میاره ،

زن بچه میاره ،

دردسر بدبختی میاره ،

پس سلامو کوفت ،

سلامو درد!!!

سلامو زهرمار !!!

 


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: شنبه دهم فروردین 1387 در ساعت: 18:22
|+|

نور همیشه آماده ی خاموشی ست !

زندگی همیشه آماده ی آن است که بگندد!

اما بهار تولدی ست که به پایان نمی رسد!

جوانه سر می زند از سیاهی و گرما باز می گردد!....

 


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: پنجشنبه هشتم فروردین 1387 در ساعت: 20:22
|+|
بهار

تا  بهار آمد باز

سال نو شد آغاز

 

از نثار باران

چشمه ها جوشيدند

 

در دل دشت و دمن

سبزه ها روييدند

 

برسر هرشاخه

غنچه ها خنديدند

 

شاپركها از شوق

روي گل بوسيدند

 

زنبوركها در باغ

شهد گل نوشيدند

 

شاد شد پروانه

باصفا شد خانه

قشنگ

 


نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: جمعه دوم فروردین 1387 در ساعت: 19:9
|+|
عيد نوروز مبارك
نوروز
نويسنده: AREZOO ... AREZOO مورخ: جمعه دوم فروردین 1387 در ساعت: 18:33
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir