|
از دست تو نيست دل من از گريه پره
مث تو طاقت نداره واسه تو هردم مي باره
ديگه اشكاي من طاقت مونـدن نـدارن
نباشي بي توبازميميرن ميريزن بي توهردم مي بارن
تو تموم دنيامي تو تموم حرفامي تو همه لحظه گرم عاشق بودني
يه ستاره داره چشمك ميزنه از آسمون
داره دلمو مي بره بـه يـه جاي بي نام و نشون
اون ستاره همون چشماي تويه تو آسمون
داره پــرپــر ميــزنـــه دلـــم واســه ديــــدن اون
تو تموم دنيامي تو تموم حرفامي تو همه لحظه گرم عاشق بودني

گل من گریه مکن که در آیینه ی اشک تو غم من پیداست قطره ی اشک تو داند که غم من دریاست گل من گریه مکن سخن از اشک مخواه که سکوتت گویاست از نگه کردنت احوال تو را می دانم دل غربت زده ات بی نوایی تنهاست من و تو می دانیم چه غمی در دل ماست گل من گریه مکن اشک تو صاعقه است تو به هر شعله ی چشمان ترم می سوزی بیش از این گریه مکن که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی من چو مرغ قفسم تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی گل من گریه مکن که در آیینه ی اشک تو غم من پیداست فطره ی اشک تو داند که غم من دریاست دل به امید ببند نا امیدی کفرست چشم ما بر فرداست ز تبسم مگریز در دندان تو در غنچه ی لب زیباست گل من گریه مکن

|